واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۷۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

راز تو بنزد این و آن نتوان گفت آسان آسان بترک جان نتوان گفت این بار که توان گفت که درد دل من تو نشنوی و با دگران نتوان گفت؟

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۷۶ | واژه جو