واژه جو

کلوخ انداختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کلوخ انداختن . [ ک ُ اَ ت َ ] (مص مرکب ) افکندن کلوخ به جانب کسی یا چیزی . پرتاب کردن کلوخ به جایی یا به سویی : کلوخ انداخته چون خشت در آب کلوخ اندازیی ناکرده دریاب . نظامی . لتحه لتحاً؛ کلوخ انداخت بر اندام یا بر روی کسی پس داغدار ساخت یا کور کردچشم وی را. (منتهی الارب ). و رجوع به کلوخ انداز شود.

معنی کلوخ انداختن | واژه جو