واژه جو

کلاه دیو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کلاه دیو. [ ک ُهَِ وْ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دساسة، سماروغ سفید و آن رستنی باشد که آن را خایه دیس و کلاه دیو نیز گویند. (حاشیه منتهی الارب ). و رجوع به مدخل بعد شود.

معنی کلاه دیو | واژه جو