کلاغی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِ.)<BR>۱- (ص نسب.) مانند کلاغ.<BR>۲- دستمال بزرگ ابریشمی.<BR>۳- نوعی روسری ابریشمی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِ.) ۱- (ص نسب.) مانند کلاغ. ۲- دستمال بزرگ ابریشمی. ۳- نوعی روسری ابریشمی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلاغی . [ ک َ ] (اِ) چارقدی ابریشمین که زنان عشایر بر سر کنند. قسمی روی سری زنان از ابریشم و جز آن .دستمال بزرگ ابریشمین که مردان کرد بر کلاه و زنان کرد و جز آنان به سر و روی بندند. مشامی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نوعی پارچه است . (فرهنگ عامیانه ٔ جمالزاده ). ◄ نوعی شمشیر. (یادداشت به خطمرحوم دهخدا) : از یمانی یک نوع برد که گوهر وی هموار بود به یک اندازه و سبز بود و متن او به سرخی زند و نزدیک دنبال نشانهای سپید دارد از پس یکدیگر مانند سیم و آن را کلاغی خوانند. (نوروزنامه ).