واژه جو

کفشیر

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(کَ) (اِ.) ۱- لحام، لحیم. ۲- آن چه که بدان شکستگی ظروف مسین و برنجین را لحیم کنند مانند: ارزیر، قلعی و بوره. ۳- مجازاً: ظرف مسین یا برنجین شکسته که مکرر لحیم کرده باشند.

معنی کفشیر | واژه جو