واژه جو

کفشیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(کَ) (اِ.)<BR>۱- لحام، لحیم.<BR>۲- آن چه که بدان شکستگی ظروف مسین و برنجین را لحیم کنند مانند: ارزیر، قلعی و بوره.<BR>۳- مجازاً: ظرف مسین یا برنجین شکسته که مکرر لحیم کرده باشند.<br>

معنی کفشیر | واژه جو