واژه جو

کفس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کفس . [ ک َ ف َ ] (ع اِمص ) کژی پای چنانکه سرهای پای سوی یکدیگر سپرد و راه رفتن برپشت پای از جانب انگشت خود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کفساء بودن . (از اقرب الموارد). ◄ کژی سینه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

معنی کفس | واژه جو