کشیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کِ) [ تر. ] (اِ.) پاسبانی، نگهبانی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کِ) [ تر. ] (اِ.) پاسبانی، نگهبانی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشیک . [ ک َ / ک ِ ] (ترکی، اِ) پاسبان . نگهبان . ◄ مرد پاسبان . (ناظم الاطباء). قراول . نگهبان پاسدار. ◄ نوبت دار. (یادداشت مؤلف ). ◄ نوبت پاسبانی . (آنندراج ). ◄ وظیفه ٔ مراقبت در کارهای لشکری در مدتی محدود از شب یا روز. قراولی . (یادداشت مؤلف ). - سرکشیک ؛ آنکه رئیس نگهبانان در وقت نگهبانی است . - کشیک آقاسی (اصطلاح دوره ٔ صفویه ) ؛ پاسبان . نگهبان . - کشیک آقاسی باشی ؛ رئیس کشیکچی ها.
مترادف و متضاد واژهدان
پاسبخش، پاسدار، قراول، کشیکچی، نگاهبان، نگهبان پست پاس، مراقبت، نگهبانی
واژگان فارسی سره واژهدان
نگهبانی