کشکرک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ کَ رَ) (اِ.) پرندهای است از راستة سبکبالان جزو دستة دندانی نوکان از تیرة کلاغها که در اکثر نقاط کرة زمین یافت میشود. کشکرک دمی دراز دارد. رنگ پرهایش سیاه و سفید است. پرندهای چابک و موذی و مزور است و خوراکش دانه و میوه و حشرات و گوشت و تخم مرغان دیگر میباشد. زیر سینة مادة آن سفید رنگ است. وی لانه اش را روی درختان بزرگ نزدیک آبادیها بنا میکند. گاهی هم برخی صداها را تقلید میکند؛ زاغی، قشقره، زاغ پیسه، زاغ دو رنگ. زاغ سیاه سفید، عقعق، عکعک، عکه، کراک نیز نامیده میشود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ کَ رَ) (اِ.) پرندهای است از راسته سبکبالان جزو دسته دندانی نوکان از تیره کلاغها که در اکثر نقاط کره زمین یافت میشود. کشکرک دمی دراز دارد. رنگ پرهایش سیاه و سفید است. پرندهای چابک و موذی و مزور است و خوراکش دانه و میوه و حشرات و گوشت و تخم مرغان دیگر میباشد. زیر سینه ماده آن سفید رنگ است. وی لانه اش را روی درختان بزرگ نزدیک آبادیها بنا میکند. گاهی هم برخی صداها را تقلید میکند؛ زاغی، قشقره، زاغ پیسه، زاغ دو رنگ. زاغ سیاه سفید، عقعق، عکعک، عکه، کراک نیز نامیده میشود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشکرک . [ ک َ ک َرَ ] (اِ) پرنده ای است سیاه و سفید که آن را عکه می گویند. (از آنندراج ) (از انجمن آرا). عقعق . کسک . زاغچه . زاغی . کشک . (یادداشت مؤلف ). قشقرک : چندین هزار کوتر و قمری و کشکرک با تا دادیم که برج کس او می پرانسی . صابونی بزبان قزوینی (از آنندراج ).