کشکاب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کَ) (اِمر.) کشک با آب سابیده که نان در آن ترید کنند و خورند. کشکاو و کشکو نیز گفته شود.<br>واژه قبلی: کشک بادنجانواژه بعدی: کشکرک