واژه جو

کشف

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(کَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) آشکار ساختن، پیدا کردن. ۲- (اِمص.) پیدایی.

(کَ شَ) (اِ.) ۱- لاک پشت، سنگ پشت. ۲- بُرج خرچنگ، سرطان. ۳- کوزه آبخوری سرپهن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی کشف | واژه جو