کسف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- بریدن، پاره کردن.<BR>۲- افکندن حرف متحرکی راکه در آخر جزو باشد، یعنی مفعولات را بدل به مفعولن کردن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- بریدن، پاره کردن.<BR>۲- افکندن حرف متحرکی راکه در آخر جزو باشد، یعنی مفعولات را بدل به مفعولن کردن.<br>