واژه جو

کستوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کستوان . [ ک َ ت ُ ] (ع اِ) اسطبل . (المصادر زوزنی ). اسطبل و کلمه ٔ فارسی است . ج، کستوانات . (از اقرب الموارد). ◄ در افسانه های عامیانه ٔ دوره ٔ صفویه معنی «زشتی » می دهد ولی نمی دانم چگونه زشتی باشد. (یادداشت مؤلف ).

معنی کستوان | واژه جو