واژه جو

کسته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(کُ تَ یا تِ)<BR>۱- (اِمف.) کوفته، کوفته شده.<BR>۲- (اِ.) غلة کوفته که هنوزش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشند.<BR>۳- گیاه سرخ مرد، عصی الراعی، هفت بند.<br>

معنی کسته | واژه جو