واژه جو

کزمة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کزمة. [ ک َ م َ ] (ع ص ) شحمة کزمة؛ پیه گردآمده . (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد). پیه گردآمده ٔ سخت . (ناظم الاطباء).

کزمه . [ ک َ م َ / م ِ ] (اِ) وزنی معادل شش قیراط. (یادداشت مؤلف ). ◄ وزنی معادل چهار درهم تا ربع مثقال . (یادداشت مؤلف ).

معنی کزمة | واژه جو