واژه جو

کزل کوب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کزل کوب . [ک ُ زَ ] (اِ مرکب ) آلتی که با آن کزل را می کوبند. وکزل بن خوشه ٔ گندم ناکوفته مانده است در خرمن . رجوع به کزل شود. ◄ (نف مرکب ) کوبنده ٔ کزل .

معنی کزل کوب | واژه جو