واژه جو

کزبا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کزبا. [ ک َ ] (اِ) نوعی از ریواس باشد و آن میوه ای است کوهی باندام ساق دست . (برهان ). نوعی ازریباس است . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری ). جنسی از ریواس . (صحاح الفرس ) : پیش تیغ تو روز صف دشمن هست چون پیش داس نو کزبا. رودکی . ◄ تمش . ◄ دانه ٔ خردل . (ناظم الاطباء).

معنی کزبا | واژه جو