واژه جو

کرکن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کرکن . [ ک َ ک َ / ک َ ک ُ ] (اِ) غله ٔ دلمل را گویند، یعنی گندم و جو و نخود و باقلا که نیم رس شده باشد و همچنان با شاخ و برگ بریان کنند و خورند و به ضم ثالث هم گفته اند و با کاف فارسی هم آمده است . (برهان ). غله ٔ نارس که بریان کنند و بخورند. (از برهان ) (انجمن آرا). غله ٔ سبز و نیم پخته را گویند که بریان کنند خواه نخود باشد خواه گندم و جو. (غیاث اللغات ).

معنی کرکن | واژه جو