واژه جو

کرکر کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کرکر کردن . [ ک ِ ک ِ ک َ دَ ](مص مرکب ) خندیدن نه به حد. (یادداشت مؤلف ). ◄ با حداقل درآمد زیستن . با اقل معاش ساختن .

معنی کرکر کردن | واژه جو