واژه جو

کرک شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کرک شدن . [ ک ُ ش ُ دَ ](مص مرکب ) بصورت کرک درآمدن . ◄ ژولیده شدن موی . (فرهنگ فارسی معین ). گوریده شدن موی . ◄ مست شدن و بازایستادن ماکیان از بیضه کردن .

معنی کرک شدن | واژه جو