کرمو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کِ) (ص مر.) (عا.) کرم دار، کرم خورده.<br>واژه قبلی: کرمندواژه بعدی: کرمک