واژه جو

کرفی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کرفی ٔ. [ ک ِ ف ِءْ ](ع اِ) ابر بلند رفته ٔ برهم نشسته . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به کرفئة شود.

معنی کرفی | واژه جو