واژه جو

کرسی گر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کرسی گر. [ ک ُ گ َ ] (ص مرکب ) کرسی ساز که به کرسی و صنعت آن پردازد : گر به گاه و تخت و کرسی غره خواهی گشت خیز سجده کن کرسی گران را در نگارستان چین . کسائی مروزی .

معنی کرسی گر | واژه جو