واژه جو

کرستوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کرستوان . [ ک َ رَس ْت ْ ] (اِ) کرستون . (از برهان ) (ناظم الاطباء). قپان و ترازوی یک پله . (ناظم الاطباء). رجوع به کرستون شود.

معنی کرستوان | واژه جو