واژه جو

کراسیع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کراسیع. [ ک َ ] (ع اِ) ج ِ کُرسوع . (اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به کرسوع شود.

معنی کراسیع | واژه جو