واژه جو

کحلی پرند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کحلی پرند. [ ک ُ پ َ رَ ] (اِ مرکب ) پرند نیلی رنگ . پرند که رنگ کبود دارد : چو شب در سر آورد کحلی پرند سر مه درآمد به مشکین کمند. نظامی . ◄ کنایه از تاریکی شب باشد. (برهان ) (آنندراج ). تاریکی شب . (انجمن آرای ناصری ) (ناظم الاطباء).

معنی کحلی پرند | واژه جو