واژه جو

کبودچشم شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبودچشم شدن . [ ک َ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) اِزْرِقاق . (منتهی الارب ). چشمی به رنگ ازرق داشتن . زاغ چشم گشتن .

معنی کبودچشم شدن | واژه جو