واژه جو

کبودسینه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبودسینه . [ ک َ ن َ / ن ِ ] (ص مرکب ) که سینه و صدر برنگ نیلی دارد. - کبودسینه کردن ؛ بر اثر زخم دست به رنگ کبود و نیلی کردن سینه : سپیدکار سیه دل سپهر سبزنمای کبودسینه و سرخ اشک و زردرویم کرد. خاقانی .

معنی کبودسینه | واژه جو