واژه جو

کبد

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(کَ بَ) (اِ.) = کبید: ماده‌ای که با آن لحیم کنند، لحام.

(کَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جگر، جگر سیاه.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی کبد | واژه جو