واژه جو

کباب کشیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کباب کشیدن . [ک َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) برآوردن کباب از سیخ و گوشت از دیگچه (بهار عجم ) (آنندراج ). به سیخ کردن قطعات گوشت و بر آتش نهادن برای بریان شدن : یک روز نمی کشی شرابی کز لخت جگر کشم کبابی . ظهوری (از آنندراج ). ببزم باده کشان هر کسی کند کاری یکی شراب کشد دیگری کباب کشد. محمدقلی سلیم (از آنندراج ).

معنی کباب کشیدن | واژه جو