واژه جو

کاه

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

[ په. ] (اِ.) علف خشک. ؛ از ~ کوه ساختن کنایه از: چیزی را بیش از حد بزرگ یا مهم جلوه دادن.

معنی کاه | واژه جو