واژه جو

کاهان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاهان . (نف، ق ) در حال کاستن . (یادداشت مؤلف ). کاهنده . کم کننده . کوتاه کننده . - عمرکاهان ؛ کاهنده ٔ عمر. مرگ آور. کوتاه کننده ٔ زندگانی : اژدها گرچه عمرکاهان است هم نگهبان گنج سلطان است . سنایی . ◄ در حال کاسته شدن . (یادداشت مؤلف ).

معنی کاهان | واژه جو