واژه جو

کالوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کالوی . [ کال ْ ] (اِخ ) بندری است در جزیره ٔ کرس که مرکز ایالتی همان جزیره است و دو هزار تن سکنه دارد.

کالوی . (اِخ ) نام پهلوان تورانی . (فرهنگ شاهنامه ). رجوع به کالو در همین لغت نامه و فهرست ولف شود.

معنی کالوی | واژه جو