واژه جو

کالویه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کالویه . [ لو ی َ / ی ِ ] (ص ) سرگردان ومتحیر که کاتوره نیز گویند. (از ناظم الاطباء) (از شعوری ج ٢ ورق ٢٥٩ الف از جهانگیری ). کاتوره . ظاهراً تصحیفی از کالیوه است . رجوع به کالیو و کالیوه شود.

معنی کالویه | واژه جو