واژه جو

کالوچ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کالوچ . (اِ) انگشت کوچک و خنصر. (ناظم الاطباء). انگشتک . خردک . کابلج . انگشت خردک . انگشت خرد. کلیک . کابلیچ . کالوج . آخرین انگشت . جانب وحشی کف دست یا پا. ◄ کبوتر. (ناظم الاطباء). و رجوع به کالوج شود.

معنی کالوچ | واژه جو