واژه جو

کالودوش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کالودوش . [ کال ْ لو ] (اِخ ) نام یکی از پادشاهان عیلام بود. مرحوم پیرنیا آرد: بعد از سارگن دوم سیناخریت بر تخت آسور نشست . در این اوان کالودوش پادشاه عیلام را محاصره کرده کشتند. پادشاه آسور این واقعه را مغتنم دانسته از طرف جنوب عیلام داخل جلگه ٔ شوش گردید. (ایران باستان ج ١ ص ٦٣١).

معنی کالودوش | واژه جو