واژه جو

کافی الدین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کافی الدین .[ فِدْ دی ] (اِخ ) نامش عمرو لقبش کافی الدین است . وی عم خاقانی و پدر وحیدالدین ابوالمفاخر عثمان است . (مزدیسنا ص ٤٦٦). خاقانی در مدح وی گوید : طبع کافی که عسکر هنر است چون نی عسکری همه شکر است . خاقانی . کو صدر افاضل شرف گوهر آدم کو کافی دین واسطه ٔ گوهر انساب . خاقانی .

معنی کافی الدین | واژه جو