واژه جو

کاسه پشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاسه پشت . [ س َ / س ِ پ ُ ] (اِ مرکب ) لاک پشت و کشف را گویند. (برهان ). سوراخ پا. سولاخ پا. باخه . سلحفات : لقمه خور چرب کرد، زو فلک کاسه پشت ورنه شدی خشک شیر دایه ٔ اطفالگان . سیف اسفرنگی (از جهانگیری ). ◄ کنایه از آسمان هم هست . (برهان ) (آنندراج ). کنایه از فلک . (انجمن آرا).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی کاسه پشت | واژه جو