کارکن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) (ص.) دارای عادت یا گرایش به کار کردن، کاری، کوشا، فعال.<br>مترادفها و واژههای مرتبطکاریرنجبر، زحمتکش، کارگرمسهل، منجز، منضجواژه قبلی: کارکشتگیواژه بعدی: کارکیا