کارمند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) (ص مر. اِمر.)<BR>۱- آن که کاری دارد.<BR>۲- کسی که در اداره یا مؤسسهای به کار مشغول است، عضو.<BR>۳- کارآمد، لایق.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) (ص مر. اِمر.) ۱- آن که کاری دارد. ۲- کسی که در اداره یا مؤسسهای به کار مشغول است، عضو. ۳- کارآمد، لایق.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کارمند. [ م َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) خدمتکار. (غیاث ) (آنندراج ). دارنده ٔ کار. کاردار دفتری . کسی که شغلی در دستگاهی دارد. عضو اداره و نظایر آن . (فرهنگستان ). خدمت گزار اداری . مستخدم در یکی از ادارات دولتی مستخدم اداری . ج، کارمندان . ◄ کارآمد و قابل و لایق کار و آنکه از وی کار آید. (ناظم الاطباء).