کارافتادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(اُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- با کسی سر و کار پیدا کردن.<BR>۲- حادثه پیش آمدن.<br>واژه قبلی: کاراستهواژه بعدی: کارافتاده