کارآگاه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ص مر.)<BR>۱- مخبر، جاسوس.<BR>۲- پلیسی که لباس شخصی به تن میکند.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبازرس، جاسوس، مفتش، منهیباخبر، مطلعواژه قبلی: کارآموزیواژه بعدی: کارا بودن