واژه جو

کارآزمایی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(زِ) (حامص.) تجربه، آزمایش.<br>

فرهنگ فارسی معین

(زِ) (حامص.) تجربه، آزمایش.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کارآزمایی . [ زْ / زِ ] (حامص مرکب ) تجربه . ممارست . تمرین : به کارآزمائی دلش تیز شد در آن عزم رایش سبک خیز شد. نظامی .

معنی کارآزمایی | واژه جو