واژه جو

کار چون زر کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کار چون زر کردن . [ چ ُ زَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) متعدی کار چون زر شدن . (آنندراج ). رونق و نظام دادن . پخته و بسامان کردن کار : ز ما هر یکی راتوانگر کنی به زر کار ما هر دو چون زر کنی . نظامی (از آنندراج ). و رجوع به «کار چون زر شدن » شود.

معنی کار چون زر کردن | واژه جو