کار خواستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومکار خواستن . [ خوا / خا ت َ ] (مص مرکب ) کار کردن خواستن . استسعاء. ◄ تقاضای کار.واژه قبلی: کار خوابیدنواژه بعدی: کار دادن