واژه جو

کار بر کسی آسان کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کار بر کسی آسان کردن . [ ب َ ک َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تسهیل امر بر وی . آسان نمودن امری بر او : غفلت ما کار بر ابلیس آسان کرده است صیدبندان را مدد از صید غافل میرسد. صائب (از آنندراج ).

معنی کار بر کسی آسان کردن | واژه جو