واژه جو

کار بر سر افتادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کار بر سر افتادن . [ ب َ س َ اُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از پیش آمدن (کار). (آنندراج ) : چنگیزنژادان را چون کار بر سر افتاد سستی نکرده پا قائم کردند. (ملاطغرا در مرآة الفتوح، از آنندراج ).

معنی کار بر سر افتادن | واژه جو