کاخک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاخک . [ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش حومه ٔ جویمند شهرستان گناباد. در جنوب باختری شهرستان گناباد واقع است . موقع دهستان کوهستانی و هوا معتدل میباشد. آب مزروعی دهستان از چشمه سار و قنوات تأمین میشود. ساکنین عموماً شیعه و زبان مادری آنها فارسی است . این دهستان در منطقه ٔ گناباد محل ییلاقی بشمار میرود. از١٣ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل میگردد و نفوس آن در حدود ١٠٣٧٦ تن است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
کاخک . [ ](اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان کاخک بخش حومه ٔ جویمند شهرستان گناباد، واقع در ٣٦هزارگزی جنوب باختری گناباد و ١٥هزارگزی باختر شوسه ٔ عمومی بیرجند گناباد: دامنه، معتدل . سکنه ٔ آن ٤٨٦٠ تن است . آب آن از قنات محصول آنجا غلات، زعفران، تریاک، ابریشم و شغل اهالی زراعت و کسب آنان قالیچه بافی . راه آن اتومبیل رو است . و دارای ادارات دولتی پست و تلگراف، دارائی، شهرداری، بهداری، درمانگاه، پاسگاه ژاندارمری، دفتر ازدواج و طلاق و دبستان . این قصبه بهترین محل ییلاقی و دارای درخت های کهن سال است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
کاخک . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند. سی هزارگزی جنوب خاوری خوسف، سر راه شوسه ٔ فرعی خوسف . جلگه، گرمسیر، سکنه ٔ آن ٣٤٣ تن است . شیعه، فارسی زبان، و قنات دارد. محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن اتومبیل رو است . به اصطلاح محلی کاخوک نیز گویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج جغرافیایی ایران ج ٩).