کاخه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ) (اِ.)<BR>۱- باران.<BR>۲- زردی، یرقان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ) (اِ.) ۱- باران. ۲- زردی، یرقان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاخه . [ خ َ / خ ِ ] (اِ) باران باشد که به عربی مطر خوانند. ◄ علت یرقان را نیز گفته اند. (برهان ). در لسان الشعراء بمعنی یرقان گفته . (رشیدی ). و رجوع به معانی کاخ شود.