واژه جو

کابان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کابان . (اِخ ) (له ...)کرسی کانتن اَرِیِژ، از ناحیت فوا، واقع در ساحل اَرِیِژ. سکنه ٣٦٢ تن . دارای کارخانه های ذوب آهن است .

معنی کابان | واژه جو